فريدون بن احمد سپهسالار

123

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

و وصول او نمودى ، در تكلم و تقرب مشرب موسى عليه السلام داشت و در تجرد و عزلت سيرت عيسى عليه السلام . پيوسته در مشاهده سلوك مىفرمود و در مجاهده روزگار مىگذرانيد . تا زمان حضرت خداوندگار هيچ آفريده را بر حال او اطلاعى نبود و الحالة هذه هيچ كس را بر حقايق اسرار او وقوف نخواهد بود . پيوسته در كتم كرامات بودى و از خلق و شهرت خود را پنهان داشتى ، بطريقه و لباس تجار بود . بهر شهر كه رفتى در كاروانسراها نزول كردى و كليد محكم بر در نهادى و در اندرون به غير حصير نبودى . گاه‌گاه شلوار بند بافتى و معيشت از آنجا فرمودى . مسكن ايشان بتبريز « 1 » بود . حضرت سلطان الولد كه فرزند مهين خداوندگار بود مريد حضرت ايشان بود . نقلست كه يك نوبت مدت يك سال در محروسهء دمشق اقامت فرمود . در هفته‌اى كمابيش يك نوبت از حجره بيرون آمدى و در دكان رواسى « 2 » رفتى و دو پول داده ، از آب‌سربى 292 چربى خريدى و تناول فرمودى و تا مدت يك هفته بدان قناعت كردى . تا مدت يك سال برين وجه معامله فرمود . طباخ چون مدتها برين سياق ديد دانست كه ايشان از اهل رياضت‌اند و اين زحمت به اختيار بر خود قبول كرده‌اند و نوبتى ديگر چون حاضر آمدند « 3 » طباخ كاسه‌اى پرثريد و چربش كرد و دو تا نان پاكيزه به خدمتشان نهاد . حضرت ايشان را معلوم گشت كه بر معاملهء ايشان وقوف يافته‌اند فى الحال كاسه را به بهانهء آنكه دست مىشويم فرونهاده بيرون رفت

--> ( 1 ) - خ ل : تبريز ( 2 ) - ح : رواس در صراح كله‌فروش ، هار عجم ( 3 ) - خ ل : شدند